{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگین : من به گور پدر هرچی ترس و خطره میخندم، هه

جونگین : من به گور پدر هرچی ترس و خطره میخندم، هه
بکهیون : ولی تو برای ۴۵ دقیقه تمام گریه کردی و از کیونگسو خواستی پیشت بمونه، واسه همین چانیول مجبور شد برات بستنی بخره تا حواست پرت شه و دیگه گریه نکنی
جونگین : اون مال خیلی وقت پیش بود.
بکهیون : دقیقاً همین ۱۰ دقیقه پیش بود.
دیدگاه ها (۶)

[وقتی چانهون دبیو کنن]—اجرای اینکیگایو چانیول: شت اون پسره س...

چانیول : داری به چی فکر میکنی؟بکهیون : به تو!بکهیون : بعضی و...

ییشینگ : کن آی بی یور بویفرند؟ کن آی؟بکهیون : مـ-من کل زندگی...

[ بکهیون قبل از اینکه صبحشو شروع کنه ] بکهیون به کیونگسو : ه...

لایو بکهیــون به مناسبت روز تولــدش 🧁✨🐶داشت برامون یه کتاب د...

ری اکشن بانگو اگه دوست دخترشون باشی و فصل امتحان داشته باشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط