جونگین : من به گور پدر هرچی ترس و خطره میخندم، هه
جونگین : من به گور پدر هرچی ترس و خطره میخندم، هه
بکهیون : ولی تو برای ۴۵ دقیقه تمام گریه کردی و از کیونگسو خواستی پیشت بمونه، واسه همین چانیول مجبور شد برات بستنی بخره تا حواست پرت شه و دیگه گریه نکنی
جونگین : اون مال خیلی وقت پیش بود.
بکهیون : دقیقاً همین ۱۰ دقیقه پیش بود.
بکهیون : ولی تو برای ۴۵ دقیقه تمام گریه کردی و از کیونگسو خواستی پیشت بمونه، واسه همین چانیول مجبور شد برات بستنی بخره تا حواست پرت شه و دیگه گریه نکنی
جونگین : اون مال خیلی وقت پیش بود.
بکهیون : دقیقاً همین ۱۰ دقیقه پیش بود.
- ۶.۴k
- ۱۳ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط