#حرف_دل #عشق_جان #الان_نویس #نرگس_نویس

#حرف_دل #عشق_جان #الان_نویس #نرگس_نویس
علیک سلام عشق جان خان
دیروز داشتم از کتابخونه برمیگشتم یک ماشین دو سانتی مترمونده بود بخوره بهم ترمز کرد
سرشو از پنجره آورده بود بیرون حرف میزد ولی من نمیشنیدم
هندس فری تو گوشم بود و فکرم پیش تو بود
اون آقاهه هعی حرف میزد بین حرفاش یکم مکث میکرد با تعجب به من نگاه میکرد
منم فقط نگاش می کردم و هیچی نمیفهمیدم
آهنگو استپ کردم فقط جمله آخرشو شنیدم که گفت :عاشقی بابا عاشق
بعدشم پاشو گذاشت رو گاز و رفت
ولی راست می گفت ها فکر کنم بیشتر عاشقت شدم
تو فکر این بودم که یواشکی بیام دانشکدتون تا فقط چشماتو ببینم
عاخه چند روزه نگرانم میترسم رنگ چشمات یادم بره
عَه از دست این راننده های بی حواس رشته افکارمو پاره کرد
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد...×:چی...چه غلطی کرد؟ باب...

《🌟برادر ناتنیه من🌟》پارت⁴______________________جونگکوک خیره ب...

مافیای من

You are mine...²کلاهم رو سرم کردم و با لحن کنایه دار گفتم:-ح...

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

مربی موتور سوار

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

خاطرات ناتمامPart3(Soyi)تا به حال تا این حد بهش نزدیک نبودم....

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط