کجا آرام بگیرم

کجا آرام بگیرم
جز میان دست تو
من دلم آغشته شد
از بوی عطر جان تو
گر گهی غمدیده شد این کلبه ی احزان ما
همنشینت میشوم در بر لاله زار تو...
دیدگاه ها (۰)

از همه چیزفقط «طــوو» باشی و آغوشت …دیگر، دنبال چیزی نخواهم ...

دو قلب دارمیکی در طرف چپ و دیگری در طرف راستآغوشت را تنگ تر ...

ومن از صبحی مینویسم که باگشایش چشمانت آغاز میشودونگاه تو مجا...

تک‌تک‌ واژه‌هابه لهجه‌ی سکوت تو را می‌خوانند تو در شعرهایم ق...

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من ش...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط