مدرسه ما یه حیاط خیلی بزرگ داشت و روز آخر مدرسه آخرین امت
مدرسه ما یه حیاط خیلی بزرگ داشت و روز آخر مدرسه آخرین امتحانی که از خرداد دادیم تصمیم گرفتیم که بریم داخل حیاط به آب بازی از غذا اون روز حیاط رو آب داده بودند و شلنگ آب حیات هم هنوز اونجا بود ما هم بدون اینکه کوچکترین اجازهای بگیریم به احمقانهترین
شکل ممکن همدیگرو لیچ آب کردیم یهو دیدیم یکی از معاونها هم اومد این معاون خیلی با بچهها خوب بود اون بنده خدا هم رفت بطری آبشو پر کرد شروع کرد با ما به آب بازی کردن کم بعد یکی از نهمیها نهمیهای دیگه رو بر کرد که بیاد با ما هفتمیها بازی کنن
شکل ممکن همدیگرو لیچ آب کردیم یهو دیدیم یکی از معاونها هم اومد این معاون خیلی با بچهها خوب بود اون بنده خدا هم رفت بطری آبشو پر کرد شروع کرد با ما به آب بازی کردن کم بعد یکی از نهمیها نهمیهای دیگه رو بر کرد که بیاد با ما هفتمیها بازی کنن
- ۲۲۹
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط