{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوایم را داشته باش

هوایم را داشته باش
بی حوصلگی هایم را بفهم
سکوتم را معنی نکن
من این روزها من نیستم
قوی بودن تمام کرده من را
به نقطه ی بی حوصلگی رسیده ام
به همان نقطه ای که می گویند
سیمِ آخر
همانجایی که دیگر
توان نداری به روی اشتباهی ها
لبخند بزنی
همان هایی که نباید باشند و هستند
همان هایی که درد را دوا نمی شوند
درد می شوند
هوایم را داشته باش این روزها
از من تنها امیدی مانده
که باز دست به زانوهایم بگیرم
بلند شوم
ادامه دهم
و باز بخندم و برقصم
و خدا را بخندانم
و خدا من را بخنداند
دیدگاه ها (۱)

‍ ما میانِ نفسِ ثانیه زنجیر شدیمعمرمان رفت در این فاصله تفسی...

هر شو دِ غمت تا سو بیارم مه بدون تو زندگیه کم دارمهر روز بی...

آه لیلی برای عبودیت در معابد ناشناخته ی آغوشت از پدرانمراه ک...

پایِ علاقه و رابطه و تعهد که وسط می آیدخیلی ها جا می زنند، ز...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

نمیبخشمت p.7

🫧چانی اوپا دربابل پیام فرستاده🐺🐺: چند روزی کم‌حرف بودم چون ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط