{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[ وقتی هیونگمون میره سربازی ]

[ وقتی هیونگمون میره سربازی ]
مینسوک : *شب اول پادگان صدای گریه ی هم پادگانیاش فضا رو پر کرده* من میدونم زمان زود میگذره همه چیز خیلی سریع تموم میشه
مینسوک : *دزدکی عکس نه نفره ی پسرارو از جیبش بیرون میاره* زود بر میگردم پیشتون داداشا
[ وقتی بکهیونی میره سربازی ]
منیجر : بکهیونی من لباس سربازیتو گرفتم میتونی بپوشی
بکهیون : *لبخند میزنه* میدونستی لباسمو خودم طراحی کردم هیونگ؟
بکهیون : *تو پادگان کاملا تاریک پرژکتور روش نور میندازه*
بکهیون : *فریاد میزنه* Do you like my style
بقیه سربازا : *جامه میدرن* Yeah you’re so sexy sexy sexyyyy
دیدگاه ها (۲۲)

کیونگسو : من به بکهیون خیلی نزدیکم.. واقعا خیلی خوب باهمدیگه...

گوشه چشمي از چيزهايي كه مارا به ياد بيون بكهيون مي اندازند :...

جونگده : *گریه میکنه* بکهیون : چی شده هیونگ؟مینسوک : چیزی نی...

[ سربازی بیگل لاین ] جونگده : دلام بچه ها امروز روز شونزدهمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط