{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر را می‌شناختم

یک نفر را می‌شناختم
که در وداع با یک شهر
فقط چمدان اش را می‌بوسید
زیرا که تنها بود...
دیدگاه ها (۲)

جان بِبَر آنجا که دلم بُرده‌ای...#مولانا

این تن خسته ز جان تا به لبش راهی نیستکز فلک پنجه قهرش به گلو...

اونجا که خاکسار میگه :یک نفر نیست صدایم بزند برگردم می برم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط