دستم را بگیر

دستم را بگیر!
همین دست...
برایت ترانه‌ے عاشقانه نوشته؛
همین دست سوخته...
در حسرت لمس دست هاے تو؛
همین دست ...
پاڪ ڪرده اشک هایے را
ڪه در نبودت به گونه دویدند...
این دست بوی ترڪه هاے
ڪلاس سوم را مے دهد هنوز؛
این دست پینه بسته...
از نوشتن مداوم نام تو...
دستم را بگیر...
و از خیابان زند‌گی...
بگذران مرا...
دیدگاه ها (۵)

از ...گوشه ی ...چشم هایم...تو چکه می کنی..."دوست داشتنت " که...

شايد ،اشتباه من اين بودكه نگذاشتم، هيچوقت دلش برايم تنگ شود ...

کم هزینه ترین لذت‌های زندگى:• گاهی به تماشای طلوع و غروب آفت...

بهانه که می گیرد یعنی دل تنگ استقهر که می کند یعنی بی تاب اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط