چرا تو ؟
چرا تو ؟
چرا تنها تو ؟
چرا تنها تو از میان زنان
،هندسه ی حیات مرا در هم میریزی
،پابرهنه به جهان کوچکم وارد میشوی
،در را میبندی من
اعتراضی نمیکنم ؟
چرا تنها ترا دوست می دارم میخواهم ؟
میگذارم بر مژه هایم بنشینی
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمیکنم ؟
چرا زمان را خط باطل میزنی
هر حرکتی را به سکون وا میداری ؟
تمام زنان را می کشی در درون من
و اعتراضی نمیکنم....
چرا تنها تو ؟
چرا تنها تو از میان زنان
،هندسه ی حیات مرا در هم میریزی
،پابرهنه به جهان کوچکم وارد میشوی
،در را میبندی من
اعتراضی نمیکنم ؟
چرا تنها ترا دوست می دارم میخواهم ؟
میگذارم بر مژه هایم بنشینی
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمیکنم ؟
چرا زمان را خط باطل میزنی
هر حرکتی را به سکون وا میداری ؟
تمام زنان را می کشی در درون من
و اعتراضی نمیکنم....
- ۷۰۳
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط