به کجا خفته ای ای نرگس شاداب امشب
به کجا خفته ای ای نرگس شاداب امشب؟
کز خیال تو به چشمم نرود خواب امشب
به شب تار من ای شمع درخشان امید
روشنایی ندهد پرتو مهتاب امشب
تاب بر زلف تو دست هوس آلود که داد؟
که دل دربه در من شده بی تاب امشب
از شرار نفس گرم تو لبهای که سوخت؟
که شد از رشک دل سوخته ام آب امشب
بوسه از آن لب جانبخش که دزدیده به خواب؟
که من سوخته دل را نبرد خواب امشب
جام نوشین لبت بوسه به لب های که ریخت؟
که می ناب به کامم شده خوناب امشب
تا سحر کار من از دیده گهر ریختن است
که نصیب که شد آن گوهر کمیاب امشب
ابوالحسن ورزی
کز خیال تو به چشمم نرود خواب امشب
به شب تار من ای شمع درخشان امید
روشنایی ندهد پرتو مهتاب امشب
تاب بر زلف تو دست هوس آلود که داد؟
که دل دربه در من شده بی تاب امشب
از شرار نفس گرم تو لبهای که سوخت؟
که شد از رشک دل سوخته ام آب امشب
بوسه از آن لب جانبخش که دزدیده به خواب؟
که من سوخته دل را نبرد خواب امشب
جام نوشین لبت بوسه به لب های که ریخت؟
که می ناب به کامم شده خوناب امشب
تا سحر کار من از دیده گهر ریختن است
که نصیب که شد آن گوهر کمیاب امشب
ابوالحسن ورزی
- ۳.۱k
- ۱۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط