{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏سیگار نصفه کشیده‌ات رو میندازی تو

‏سیگار نصفه کشیده‌ات رو میندازی تو
فنجون قهوه‌ی نیمه خورده‌ات.
نگاهت می‌کنم و میگم: «همه‌ی کارهات نصفه است! حتی عاشق شدنت».
دود سیگار رو بیرون میدی و میگی:
«به غیر رفتنم!

من کاملا رفتم،
ولی توعه دیوانه
هنوز منو می‌بینی‌
و باهام حرف می‌زنی» :))
‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

نام تو چون قصه، هرشب می‌نشنید برلب منغصه ات پایان ندارد در ه...

ات روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود؛ خسته، بی‌جون، ولی با یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط