در نتهای فرصت خود یستادهام و گوش
در ﺎنتهای𐨆 ݁ فرصتِ خود ﺎیستادهام و گوش
میڪنم: نه صداییی𐨆 ݁؛ و خیره میشوم: نہ ز یڪ
برگ جنبشی𐨆 ݁؛ و نـﺎم مں ڪہ نفس آں همہ
پاڪی𐨆 بود «دیگر غبارِ مقبرههـﺎ را هم بر هم
نمیزند» لرزید و بر دو سوی𐨆 ݁
خویش فرو ریخت و دستهای𐨆 ملتمسش از
شڪافها مانند آهای𐨆 ݁طویلی𐨆 ݁،به سویِ مں آمدند
میڪنم: نه صداییی𐨆 ݁؛ و خیره میشوم: نہ ز یڪ
برگ جنبشی𐨆 ݁؛ و نـﺎم مں ڪہ نفس آں همہ
پاڪی𐨆 بود «دیگر غبارِ مقبرههـﺎ را هم بر هم
نمیزند» لرزید و بر دو سوی𐨆 ݁
خویش فرو ریخت و دستهای𐨆 ملتمسش از
شڪافها مانند آهای𐨆 ݁طویلی𐨆 ݁،به سویِ مں آمدند
- ۱۹۰
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط