{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامت را بر زبان می‌آورم

نامت را بر زبان می‌آورم
دریا بر من گسترده‌تر می‌شود
دریایی که ادامه‌ی گیسوان توست
کلامت را سرمه چشم می‌کنم
آفتاب و ماه و ستارگان را
در آب‌ها می‌بینم
می‌خوانمت
موجی بلند به ساحل می‌دود و دست می‌گشاید
صدفی پلک می‌زند
و تو در گیسوانت می‌تابی.
دیدگاه ها (۱)

دیگر نکن تلاش به آنجا نمی رسیرودی تهی شدی که به دریا نمی رسی...

از تو به آسمان شکایت خواهم برد..چگونه توانسته‌ای، چگونهکه در...

زنی خاموشبا صدای بلند سکوتدر منفریاد می زندرویاهای بر باد رف...

از هر چه دارمچشم می‌پوشم اگر دنیایک شبمرا زانو به زانویِ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط