{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی عشق رخت سودای من بود.....

شبی عشق رخت سودای من بود.....
جهانی محشر از غوغای من بود.....

شبی بود و تو بودی و شرابی ....
فغان و درد و غم گویای من بود....

شرابی بود و جامی پر می ناب ....
دل دیوانه هم پروای من بود....

کز آ ن شورو هیاهوی دل من ....
یکی را زان میان همتای من بود....

ز شوق عشق چشمان تو هردم...
فروغی اشک بر سیمای من بود.....

وفای " اشک چشمم" را بنازم....
که از شب تا سحر همپای من بود....

شبی که عاشقانه باختم دل.....
یکی از بهترین شبهای من بود.....
دیدگاه ها (۲)

"قلب"مهمانخانه نیستکه آدمها بیایند ، دو سه ساعت یا دو سه روز...

. ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ...

زندگیه دیگه گاهی خسته میشی ...خیلی خسته میشی ... اونقد که دو...

عاقبت روزی مزار سرد من,,,,,,,,,معبد دنجی برایت میشود,,,,,,,,...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط