#Blond
#Blond
پارت ۱۰
هنوز توی شوک بود
الان اون فقط بخاطر تهیونگ به طرف تیر زده بود؟
باورش نمیشد
خب....این یکم جنتلمنانه بود!
وای!!!
جیمین هیونگ جین هیونگ هوبی هیونگ!!
سریع سمتش برگشتم و اصلا به داد و ناله های مرد توجه نکردم
×ممنون..ام ولی نیازی نداشت
=اون تورو لمس کرده بود برای من مهمه
زیر دلش پروانه ها به حرکت در اومدن
×ممنون
با گونه های سرخ شده ایی گفتم
=اسمت چیه
×کی-کیم تهیونگ
سری تکون داد
=جئون جونگکوک خوشبختم
×همچنین
+خیلی نگرانم کجاست تهیونگ
همینطور که می اومد و میرفت گفت
_آروم باش بلوندی
تیز نگاش کرد
+اون طوری صدام نزن!
_چی ؟بلوندی؟
یونگی با پوزخندی گفت
÷هی شما دوتا عین سگ و گربه چنگ نندازید دو دقیقه بزارید بدونیم چه غلطی میکنیم!!
/راس میگه
جین با گونه های سرخ شده به سمت ناجون چرخید و سر تکون داد
/ام...میتونم اسم شما رو بدونم پرنس؟
وایییی!!!جنتلمن!!(جمله تو سر جین)
نگاهشو بالا اورد نگاش کرد
÷بله جناب کیم سوکجین هستم
دستمو سمتش دراز کردم
/کیم نامجون
دستشو آروم فشرد و با انگشت شستش بالای دستش رو نوازش کرد
&اه اه شماهم
جیهوم با صورتی جمع شده گفت
جین با نیشخندی که روی صورتش بود چشماشو ریز کرد و گفت
÷چیه ها؟حسودی کردی؟اینکه خودت سینگلی؟
+وایسا ببینم هیونگ تو الان این آقای کنارتو دوسپسرت صدا کردی؟!
جین با نگاهی خجالت زده برگشت و به نامجون که اون هم سعی داشت نگاهش نکنه بعد به جیمین نگاه کرد که داره با نیشخند رو مخی نگاش میکنه
÷هی تو جوجه ی زشت!
پارت ۱۰
هنوز توی شوک بود
الان اون فقط بخاطر تهیونگ به طرف تیر زده بود؟
باورش نمیشد
خب....این یکم جنتلمنانه بود!
وای!!!
جیمین هیونگ جین هیونگ هوبی هیونگ!!
سریع سمتش برگشتم و اصلا به داد و ناله های مرد توجه نکردم
×ممنون..ام ولی نیازی نداشت
=اون تورو لمس کرده بود برای من مهمه
زیر دلش پروانه ها به حرکت در اومدن
×ممنون
با گونه های سرخ شده ایی گفتم
=اسمت چیه
×کی-کیم تهیونگ
سری تکون داد
=جئون جونگکوک خوشبختم
×همچنین
+خیلی نگرانم کجاست تهیونگ
همینطور که می اومد و میرفت گفت
_آروم باش بلوندی
تیز نگاش کرد
+اون طوری صدام نزن!
_چی ؟بلوندی؟
یونگی با پوزخندی گفت
÷هی شما دوتا عین سگ و گربه چنگ نندازید دو دقیقه بزارید بدونیم چه غلطی میکنیم!!
/راس میگه
جین با گونه های سرخ شده به سمت ناجون چرخید و سر تکون داد
/ام...میتونم اسم شما رو بدونم پرنس؟
وایییی!!!جنتلمن!!(جمله تو سر جین)
نگاهشو بالا اورد نگاش کرد
÷بله جناب کیم سوکجین هستم
دستمو سمتش دراز کردم
/کیم نامجون
دستشو آروم فشرد و با انگشت شستش بالای دستش رو نوازش کرد
&اه اه شماهم
جیهوم با صورتی جمع شده گفت
جین با نیشخندی که روی صورتش بود چشماشو ریز کرد و گفت
÷چیه ها؟حسودی کردی؟اینکه خودت سینگلی؟
+وایسا ببینم هیونگ تو الان این آقای کنارتو دوسپسرت صدا کردی؟!
جین با نگاهی خجالت زده برگشت و به نامجون که اون هم سعی داشت نگاهش نکنه بعد به جیمین نگاه کرد که داره با نیشخند رو مخی نگاش میکنه
÷هی تو جوجه ی زشت!
- ۷۱
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط