چشم به راه
چشم به راه🖇
پارت اول
ویو کوک
سلام من جونگکوکم و خانوادمو از دست دادم برا همین تنها زندگی میکنم.
امروزم مثل روزای دیگه از خاب بیدار شدم...تختمو مرتب کردم و لباسامو عوض کردم..
رفتم تا یچیزی بخورم هنوز یه ساعت و نیم وقت داشتم تصمیم گرفتم بعد غذا برم یه دوش چن مینی بگیرم..
غذامو تموم کردم و به سمت اتاقم حرکت کردم..
وارد حموم شدم و وانو پر از اب کردم...
ویو ته
ته: گرفتینش؟(سرد)
/ : بله قربان
«نکته بادیگاردارو با / نشون میدم»
ته: ببرینش اتاق شکنجه و به صندلی ببندینش تا خودم بیام(سرد)
/ : بله قربان
رفتم اتاق شکنجه و دیدم سونجه رو به صندلی بستن(کمبود اسم)
«سونجه قبلا خدمتکار عمارت ته بود ولی بعد معلوم شد جاسوسی از طرف دشمن خونین ته یعنی کیم جانگسو(میدونم خیلی ضایس) پدرش که مادر ته رو به قتل رسوند ته وقتی فهمید مادرش توسط پدر خودش به قتل رسیده دیگه اونو پدر خودش نمیدید بلکه بزرگترین دشمنش میدید»
ته: خب خب خانوم جاسوس چطوره؟
سونجه: ببخشید غلط کردم لطفا بهم رحم کنید(گریه)
ته: خفه شو هرزه(بلند)
که جاسوسیه منو میکنی؟
ته:جک(دست راست تهیونگ)
جک: بله قربان
ته: بکشینش و تیکه تیکش کنین و تیکه های بدنشو واسه اون جانگسو عوضی بفرستین(جدی)
جک: چشم قربان
سونجه: نه خاهش میکنم اینکارو نکنین نه(گریه داد)
ته: خفه شو (یه قلوله حرومش کرد)
و
خماری
خوبه ادامش بدم؟
پارت اول
ویو کوک
سلام من جونگکوکم و خانوادمو از دست دادم برا همین تنها زندگی میکنم.
امروزم مثل روزای دیگه از خاب بیدار شدم...تختمو مرتب کردم و لباسامو عوض کردم..
رفتم تا یچیزی بخورم هنوز یه ساعت و نیم وقت داشتم تصمیم گرفتم بعد غذا برم یه دوش چن مینی بگیرم..
غذامو تموم کردم و به سمت اتاقم حرکت کردم..
وارد حموم شدم و وانو پر از اب کردم...
ویو ته
ته: گرفتینش؟(سرد)
/ : بله قربان
«نکته بادیگاردارو با / نشون میدم»
ته: ببرینش اتاق شکنجه و به صندلی ببندینش تا خودم بیام(سرد)
/ : بله قربان
رفتم اتاق شکنجه و دیدم سونجه رو به صندلی بستن(کمبود اسم)
«سونجه قبلا خدمتکار عمارت ته بود ولی بعد معلوم شد جاسوسی از طرف دشمن خونین ته یعنی کیم جانگسو(میدونم خیلی ضایس) پدرش که مادر ته رو به قتل رسوند ته وقتی فهمید مادرش توسط پدر خودش به قتل رسیده دیگه اونو پدر خودش نمیدید بلکه بزرگترین دشمنش میدید»
ته: خب خب خانوم جاسوس چطوره؟
سونجه: ببخشید غلط کردم لطفا بهم رحم کنید(گریه)
ته: خفه شو هرزه(بلند)
که جاسوسیه منو میکنی؟
ته:جک(دست راست تهیونگ)
جک: بله قربان
ته: بکشینش و تیکه تیکش کنین و تیکه های بدنشو واسه اون جانگسو عوضی بفرستین(جدی)
جک: چشم قربان
سونجه: نه خاهش میکنم اینکارو نکنین نه(گریه داد)
ته: خفه شو (یه قلوله حرومش کرد)
و
خماری
خوبه ادامش بدم؟
- ۱.۷k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط