{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر همسایه مون اومد تا باهاش منچ بازی کنم تاس رو انداخت و

پسر همسایه مون اومد تا باهاش منچ بازی کنم تاس رو انداخت و گفت:خدایا8بیارم بهش گفتم:6تا بیشتر نمیشه،الکی دعای محال نکن گفت حالا شاید شد،تاس و که انداخت اول یه6آورد،جایزش2 آورد یاد گرفتم دیگه نگم این آرزوم محاله و نمیشه باورکن،شاید شد خدا بزرگتر از آرزوهای ماست!

#خدا
#ارزو
#محال
دیدگاه ها (۰)

تو نیمه گمشدمی بودنت خیلی قشنگیه خیلی ها!!!اندازه تمام عروسک...

امدی جانم به قربانت ولی درغیبتت یک نفر امدکه حالا کل دنیایم ...

مگه معموریِ پاک شیم عَ تو ذهنِ هم تُ یه لکه خونی رو پیرهنِ س...

اگر زنی عاشق باشد.. آخ!! زن عاشق معایب و حتی بدجنسی های مرد ...

وقتی جوابش رو ندادم داد زد-با توام...قرص چی میخوای بخوری؟آب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط