{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونجایی که اِبی میخونه:

اونجایی که اِبی میخونه:

برگ ریزونای پاییز
کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع میکنه
برگای زرد و خسته
دیدگاه ها (۱)

تا کجا راه بروم تا تمام شوم؟مثل یک جاده...عباس معروفی

وقتی سپری می‌شوم در هجوم شب، یعنی غمی افتاده در چشمم. و تو چ...

دقیقا همونجا که اشکاتو‌ پاک می‌کنی و نگاهتو از گذشته برمی‌دا...

من نمیتونستم بی خیالت بشم، برای همین یه روز تصمیم گرفتم، بوس...

#مافیا_عزیز_من#Part11اون جعبه رو باز میکنه و جلو تو میگیره و...

مامی کوچولو پارت آخر رفتم تو حال عصابم خورد شد رفتم جلو به د...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت : ²⁵ات توی ماشین احساس میکرد هر آن ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط