پروانه دوباره رو صورت رز نشست
#21
پروانه دوباره رو صورت رز نشست
-چطور ممکنه پروانه ساعت ها روت بشینه؟
رز سیخ وایساد و به کوک نگاه کرد پسر تصمیم گرفت دختر رو ازیت کنه
-چرا نمیکشیش
رز تعجب کرد و دستشو رو قلبش گذاشت و شوکه شد و با زبون اشاره گفت
+چطور دلتون میاد ارباب خیلی خوشگله که
-به نظرم خیلی زشته میخوام بکشمش تا خیالت راحت شه که ازیت نشی
رز تند تند سرشو تکون داد به نشونه نه
کوک نزدیک رز شد و تو چشاش نگاه کرد از همون فاصله بو عطرش میومد این بو شدیدا براش آشنا بود کوک تند تند فین میکرد از همون فاصله
-شوخی کردم
رز خیالش راحت شد و نفس عمیقی کشید
-عطر چی میزنی؟
رز تعجب کرد اون هیچ وقت از عطر استفاده نکرده ولی همیشه از کرم استفاده میکرده همون کرمم بویه بدنشو بیشتر میکرد بوی گیلاس و گل رز ترکیبه بهشتی بود مگه نه؟
رز با اشاره گفت
+من که عطر نزدم این کرمه بو گیلاس میده
-اوه واقعا؟
رز سرشو تند تند تکون داد
-فکر کنم بخاطر همین پروانه ازت دست نمیکشه
دختر خنده ای کرد همون موقع پروانه بلاخره رفت و رز خیره بهش بود
-فکر کنم استراحت کافیه باید بری سرکارت دختر جون
رز به نشونه باشه سر تکون داد و بعد تعظیم کرد و رفت اما خبر نداشتن یکی داشت اون دوتا رو میپایید تا بعد بره لو بده
پرش به فردا شب:
ساعت نه شب بود کوک تازه از مخفیگاه برگشته بود و حسابی خسته بود کرباتش شل بود به طرف اتاقش رفت البته اتاق مشترک همین که وارد اتاق شد با چهره عصبی رونا روبه رو شد
پروانه دوباره رو صورت رز نشست
-چطور ممکنه پروانه ساعت ها روت بشینه؟
رز سیخ وایساد و به کوک نگاه کرد پسر تصمیم گرفت دختر رو ازیت کنه
-چرا نمیکشیش
رز تعجب کرد و دستشو رو قلبش گذاشت و شوکه شد و با زبون اشاره گفت
+چطور دلتون میاد ارباب خیلی خوشگله که
-به نظرم خیلی زشته میخوام بکشمش تا خیالت راحت شه که ازیت نشی
رز تند تند سرشو تکون داد به نشونه نه
کوک نزدیک رز شد و تو چشاش نگاه کرد از همون فاصله بو عطرش میومد این بو شدیدا براش آشنا بود کوک تند تند فین میکرد از همون فاصله
-شوخی کردم
رز خیالش راحت شد و نفس عمیقی کشید
-عطر چی میزنی؟
رز تعجب کرد اون هیچ وقت از عطر استفاده نکرده ولی همیشه از کرم استفاده میکرده همون کرمم بویه بدنشو بیشتر میکرد بوی گیلاس و گل رز ترکیبه بهشتی بود مگه نه؟
رز با اشاره گفت
+من که عطر نزدم این کرمه بو گیلاس میده
-اوه واقعا؟
رز سرشو تند تند تکون داد
-فکر کنم بخاطر همین پروانه ازت دست نمیکشه
دختر خنده ای کرد همون موقع پروانه بلاخره رفت و رز خیره بهش بود
-فکر کنم استراحت کافیه باید بری سرکارت دختر جون
رز به نشونه باشه سر تکون داد و بعد تعظیم کرد و رفت اما خبر نداشتن یکی داشت اون دوتا رو میپایید تا بعد بره لو بده
پرش به فردا شب:
ساعت نه شب بود کوک تازه از مخفیگاه برگشته بود و حسابی خسته بود کرباتش شل بود به طرف اتاقش رفت البته اتاق مشترک همین که وارد اتاق شد با چهره عصبی رونا روبه رو شد
- ۱.۴k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط