{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ، آغازِ درد نیست ...

شب ، آغازِ درد نیست ...
درد ، دقیقا جایی شروع می شود ؛
که بعضی آدم هایِ رفته را هر ثانیه در ذهنت تکرار می کنی ...
آدم هایی که مدت هاست در کمالِ بی انصافی ،
میانِ بلاتکلیفیِ دیروز رهایت کردند ...
تا صبح همپایِ بی قراری ات اشک می ریزی و خاطراتِ لامذهبت را شماتت می کنی ...
و مشکل اینجاست که نمی شود یقه ی آدمی که خیلی وقت است رفته را بگیری
و برایِ شکستنِ وفایی که قولش را نداده سرزنشش کنی ...
درد تویی ...
تویی که ساده دل می بندی ...
تویی که فراموش کردن بلد نیستی ...
دیدگاه ها (۲)

⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆☾ 𝔴𝔢𝔩𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔱𝔬 𝔪𝔶 𝔡𝔞𝔯𝔨 𝔢𝔯𝔞 ☾⋆ ───────...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

شب ، آغازِ درد نیست ...درد ، دقیقا جایی شروع می شود ؛که بعضی...

شب آغاز درد نیست... درد دقیقا در جایی شروع میشودکه بعضی آدم ...

شب ، آغازِ درد نیست ...درد ، دقیقا جاے شروع مے شود ؛ڪہ بعضے ...

شب ، آغاز درد نیست ...درد ، دقیقا جای شروع میشه ؛ڪه بعضی آدم...

شب ، آغاز درد نیست ... درد ، دقیقا جای شروع میشه ؛ ڪه بعضی آ...

شب ، آغاز درد نیست ...درد ، دقیقا جای شروع میشه ؛ڪه بعضی آدم...

شب ، آغازِ درد نیست !درد ، دقیقا جایی شروع می شود ؛ که بعضی ...

شب ، آغازِ درد نیست !درد ، دقیقا جایی شروع می شود ؛ که بعضی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط