{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس که خــدا عاشــق نقاشی بود

از بس که خــدا عاشــق نقاشی بود
هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید
یک بار ولـی گـمان کنم شاعـر شـد
یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۴)

زن‌هاوقتی می‌میرندگل می‌شونداین را از اعلامیه‌ی ترحیم فهمیدم...

✨ در شهری کهچراغ‌هایش خاموش است💫 تواندازۀ توانت روشن باشگاهی...

‍ میدانید چرا اسکندر مقدونی بر سنگ کورش کبیر گریست؟اﺳﮑﻨﺪﺭ ﻣﻘ...

از افلاطون پرسیدند : عجیب‌ترین رفتار انسان چیست؟پاسخ داد:از ...

«شیطون کوچولوی من »فصل سومویو آنا::تنها سه کلمه گفت::آنای عز...

پرنسس من ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط