{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روسری سرخ تو انگار

این روسری سرخ تو انگار
ترمز شده در هر نفس خاطره هایم
می گیرد و چشمم به تماشای تو هر بار
قفلی زده بر دست و سر و گردن و پایم

زندانی تو کرده تمام دل من را
هم روسری سرخ تو هم طرز نگاهت
شیرینی لب های تو در حاشیه ی قم
سوهان شده تا رد نشوم از رخ ماهت

از سرخی لب های تو، خونی شده خونم
چشم آبی صبح من و ای سرخ غروبم
لبخند سپید تو دهد رنگ به خورشید
از چاله ی کنج لب خندان تو خوبم
دیدگاه ها (۱)

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

پیمان نقره ای

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

گندم و سرخی لب های تو در کنج بهشت...چه کسی گفت که شیطانی هست...

از تماشای تو هر کس رو به حیرانی روداختیار از دست مجنون های ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط