{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنجوری را گفتند: « دلت چه می خواهد؟»

رنجوری را گفتند: « دلت چه می خواهد؟»
گفت :« آنکه دلم چیزی نخواهد.»
دیدگاه ها (۰)

برای دل خودم  پشت پنجره ایستاده ام.خیره به کوچه....منتظر کسی...

آقا جان ما روت حساب کردیمابا امیدی می‌رسیم محضرتونآقا جان ، ...

مرد باید تو را بلد باشد... شعر چشمانت را از حفظ بداند...باید...

نه گریه‌ها تو را برگرداند‌،نه خاطره‌ها...دلم خوش بود بهار دس...

امروز دلم هواتو کرد، فردا تو میکنه هوامو دلت..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط