{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطربی شبگرد با سازی به دوش

مطربی شبگرد با سازی به دوش
می نوازد تا برقصد ناله ها
از صدای غمگسار ساز او
خون گرفته چهره ی آلاله ها

آنکه بر لب های دیگر خنده کاشت
در درون خویش صدها غصه داشت
دردهای دیگران را چاره کرد
درد خود را در درون پنهان گذاست
مطرب شبگرد این قصه منم
همچونقاشی اسیر طرح عشق

می نوازم گرچه سازم کوک نیست
کوک کن کوشد به بام شرح عشق
بعد تو با هرکه کردم دوستی
یادگاری از رخت بر چهره داشت

یعنی این شبگرد پیر دوره گرد
درخیالش جز تو طرحی نو نداشت
من به تنهایی عجب خو کرده ام
آنچه در کف داشتم رو کرده ام

هرکجا یک گل بروید در زمین
من به یادعطر تو بو کرده ام
حیف آن روزی که آیی سوی ما
دست تقدیر عاشقت را چیده است

نقش بسته جمله ای در کوچه ها
پیچک عشقت به دل پیچیده است
دیدگاه ها (۱)

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

من از عشق بارون به دریا زدم🥺به بارونو به آسمون دعوتیم🫠چه مهو...

𝑩𝒊𝒓 𝒈ü𝒏 𝒉𝒆𝒓 ş𝒆𝒚 ç𝒐𝒌 𝒈ü𝒛𝒆𝒍 𝑶𝒍𝒖𝒄𝒂𝒌..

🙃❤... بعضی‌حرف‌هابه‌جای‌گفته‌شدن نوشته‌می‌شوند،بعضی‌حرف‌هابه...

یادش بخیر... :)

آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد ...حافظ

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط