{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تریاق ؛محسن چاوشی

تریاق ؛محسن چاوشی

ای مردمان ای مردمان ازمن نیادمردمی
دیوانه ام اندیشد آن کاندر دل اندیشیده ام
امروزعقل من زمن یکبارگی بیزارش
خواهد ک ترساند مراپنداشت من نادیده ام
دردیده ی من برآ وزچشم من بنگرمرا
زیرابرون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام

من ازبرای مصلحت درحبس دنیامانده ام
حبس ازکجا من ازکجا مال ک رادزدیده ام
تومست مست سرخوشی من مست بی سر سرخوشم
توعاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام

چندان ک خواهی درنگربرمن ک نشناسی مرا
زیرا ازآن کم دیده ای من صدصفت گردیده ام
درزخم اوزاری مکن دعوی بیماری نکن
صدجان شیرین داده ام تا این بلا بخریده ام
پیش طبیبش سربنه یعنی منو تریاق ده
زیرا دراین دام نظرمن زهرهانوشیده ام
دیدگاه ها (۳۶)

شاه مقصود؛تقدیمی محسن چاوشی ب پدرشاین جنگل چوب خورده تونعره ...

این کیست؛محسن چاوشیاین کیست این کیست این این یوسف ثانیست این...

آخرین اتوبوس؛ محسن چاوشیاوج گرفتی ومن قفس شدم ازتوحسرت ازادی...

شیدایی؛ محسن چاوشیبیا بیا ک شدم درغم توسوداییدرآ درآ ک ب جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط