{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود

از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود در حالی که من با چهره واقعی ام در آن حاضر بودم...
دیدگاه ها (۰)

ای کاش من رو فقط همونجور که هستم دوست داشتند:) _ونسان ون گوک

زمین زدن من ؟ نابودم بشم با خورده هام رگتو میزنم بیب

من داشتم می سوختم که تو آمدی و مرا بابت بوی خاکستر مقصر دانس...

بعد مرگم شعرهایم را بخوان تا بشنوی سرگذشتم تلخ‌تر از درگذشتم...

پارت ۶ عشق و اشکویو هیون وای این دختر داره دیونم میکنه خیلی ...

داستان ترسناک شووووماااا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط