به نام خدا
به نام خدا
پارت هشتم
خب بسه دیگه از عشقونه های منو عشقم زیاد خوندین از طرفی من کلا برا چیز دیگه اومدم و گوشی دستم گرفتم... والا.. رفتم داخل تماس ها و اسمش رو سرچ کردم و بهش زنگ زدم
بوق... بوق.. بوق.. بوق.. بوق..
.......
حدود 3 بار زنگ زدم بر نداشت.. داشتم نگران میشدم.. گوشی رو از کنار گوشم برداشتم و توی چت ها بهم پیام دادم.
2022
2 May
-:خانومم سلام. 🧚💫
بهت چندبار زنگ زدم برنداشتی. نگران شدم اگه پیامم رو دیدی زنگ بزن بهم. ❤️🩹💋
نیم ساعت بعد
-:عزیزکم کجایی... چیزی شده نگرانتمم😨😨
😟😟
2ساعت بعد
-:دریااا.. دریا جان
نه دیگه نمیتونم واقعا انگار مشکلی هست..
سریع بلند شدم و یچیزی درست پوشیدم و راه افتادم..
قبل رفتن با مادر دریا حرف زدم گفت خونه خودشه. برای همین یک راست به سمت آپارتمان روندم.. خانواده دریا یکی از تاجرای معروف و خوبه فرشه. و همچنین پدرش با رئیس شرکت یانا دوسته. که این موجب قوی تر شدنشون توی جامعه شده.
آپارتمان دریا بالا شهره برای همین نیم ساعتی طول کشید تا رسیدم جلوی آپارتمان..
ولی وقتی رسیدم سریع خودم رو به سمت آسانسور هدایت کردم... که بعلهه میبینی شانسو.. ماشالا بر شانس من. همین امروز که من عجله دارم این خرابه. واییی
.. ولی کاریش نمیشه کرد.، سریع رفتم سمت پله ها ولی کی میخواد بره این همه راه رو 7 طبقه اون دقیقا طبقه هفتم... هوفف بلندی کشیدم باخودم گفتم بعدا باهاش راجب این تصمیم کامل حرف میزنم...
دلم و زدم به دریا حرکت کردم. تا طبقه 5 رسیدم و گفتم یکم استراحت کنم.. ولی صدا های عجیبی میومد اونم از طبقهی 7..
اما تا جایی که من یادمه هیچکس جز دریا اونجا نیست...
واییی من نکنه اتفاقی براش افتاده.. یا دزدی چیزی اومده باشه.. با فکر اینا بود که جون گرفتم و تا طبقه مورد نظر دویدم و بین راه آنجمله معروف رو به زبان آوردم اونم
-:میگ میگ😂😌
)مدیونید اگه فکر کنید خلم)
در کل تا رسیدم بالا رفتم سمت در و رمزش رو وارد کردم.. تاریخ تولد دریا بود(بهتون میگم ولی لو ندین هاا 1382#
بعد وارد کردن رمز رفتم داخل.....
همیشه هرکس که بهم میگفت دنیا روسرش خراب شده. دنیا باهاش بد تا کرده بهش میگفتم بابا این مسخره بازی هارو بیخیال دنیا مگه میتونی چیکار کنه. که انقدر آدم ها راجبش بدمیگن و بهشون میخندیدم.. اون اون لحظه.. چیزایی که دیدم... بهم بدجوری نشون داد که دنیا چقدر میتونه کاربلد باشه. 😞😟😨🥲
{{{یعنی چی شده🤔ماهورا چیدیده😢اگه میخوای بدونی منتظر پارت بعد باش😌😂}}}
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادت نره.
البته اگه پارت بعد رو میخوای😂😌😌😌😌😌😌
پارت هشتم
خب بسه دیگه از عشقونه های منو عشقم زیاد خوندین از طرفی من کلا برا چیز دیگه اومدم و گوشی دستم گرفتم... والا.. رفتم داخل تماس ها و اسمش رو سرچ کردم و بهش زنگ زدم
بوق... بوق.. بوق.. بوق.. بوق..
.......
حدود 3 بار زنگ زدم بر نداشت.. داشتم نگران میشدم.. گوشی رو از کنار گوشم برداشتم و توی چت ها بهم پیام دادم.
2022
2 May
-:خانومم سلام. 🧚💫
بهت چندبار زنگ زدم برنداشتی. نگران شدم اگه پیامم رو دیدی زنگ بزن بهم. ❤️🩹💋
نیم ساعت بعد
-:عزیزکم کجایی... چیزی شده نگرانتمم😨😨
😟😟
2ساعت بعد
-:دریااا.. دریا جان
نه دیگه نمیتونم واقعا انگار مشکلی هست..
سریع بلند شدم و یچیزی درست پوشیدم و راه افتادم..
قبل رفتن با مادر دریا حرف زدم گفت خونه خودشه. برای همین یک راست به سمت آپارتمان روندم.. خانواده دریا یکی از تاجرای معروف و خوبه فرشه. و همچنین پدرش با رئیس شرکت یانا دوسته. که این موجب قوی تر شدنشون توی جامعه شده.
آپارتمان دریا بالا شهره برای همین نیم ساعتی طول کشید تا رسیدم جلوی آپارتمان..
ولی وقتی رسیدم سریع خودم رو به سمت آسانسور هدایت کردم... که بعلهه میبینی شانسو.. ماشالا بر شانس من. همین امروز که من عجله دارم این خرابه. واییی
.. ولی کاریش نمیشه کرد.، سریع رفتم سمت پله ها ولی کی میخواد بره این همه راه رو 7 طبقه اون دقیقا طبقه هفتم... هوفف بلندی کشیدم باخودم گفتم بعدا باهاش راجب این تصمیم کامل حرف میزنم...
دلم و زدم به دریا حرکت کردم. تا طبقه 5 رسیدم و گفتم یکم استراحت کنم.. ولی صدا های عجیبی میومد اونم از طبقهی 7..
اما تا جایی که من یادمه هیچکس جز دریا اونجا نیست...
واییی من نکنه اتفاقی براش افتاده.. یا دزدی چیزی اومده باشه.. با فکر اینا بود که جون گرفتم و تا طبقه مورد نظر دویدم و بین راه آنجمله معروف رو به زبان آوردم اونم
-:میگ میگ😂😌
)مدیونید اگه فکر کنید خلم)
در کل تا رسیدم بالا رفتم سمت در و رمزش رو وارد کردم.. تاریخ تولد دریا بود(بهتون میگم ولی لو ندین هاا 1382#
بعد وارد کردن رمز رفتم داخل.....
همیشه هرکس که بهم میگفت دنیا روسرش خراب شده. دنیا باهاش بد تا کرده بهش میگفتم بابا این مسخره بازی هارو بیخیال دنیا مگه میتونی چیکار کنه. که انقدر آدم ها راجبش بدمیگن و بهشون میخندیدم.. اون اون لحظه.. چیزایی که دیدم... بهم بدجوری نشون داد که دنیا چقدر میتونه کاربلد باشه. 😞😟😨🥲
{{{یعنی چی شده🤔ماهورا چیدیده😢اگه میخوای بدونی منتظر پارت بعد باش😌😂}}}
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادت نره.
البته اگه پارت بعد رو میخوای😂😌😌😌😌😌😌
- ۱۹۲
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط