التماست میکنم بامن کمی تاکن حسین

التماست میکنم بامن کمی تاکن حسین
درمیان خیل زوارت مراجاکن حسین
چندروزی میشودچندین گره پیش امده
جان مولایک نظرکن این گره واکن حسین
اشک چشمم چندروزی میشودخشکیده است
چشمه چشم مراماننددریاکن حسین
قصه عشق من وتوقدمتش دیرینه است
پس بیادرراه عشقمان توغوغاکن حسین
درکلاس تو ندارد دانشی این بی سواد
پس بیاازدانشت من راتوبرناکن حسین
من ارادت دارم اقاازقدیم برساقیت
یک نظرکن ومرامجذوب سقاکن حسین
پادشاهی میکنی برعرشیان وفرشیان
ازکرم فکری به حال زاردنیاکن حسین
بس دراین دنیابجزتودیدم اقاکورشدم
من تورامیخواهم ومن راتوبیناکن حسین
اری اقامن همانم کزگناه الوده ام
التماست میکنم بامن کمی تاکن حسین...
دیدگاه ها (۱)

السلام علیک یاحضرت زینب کبری... شاعر تمام دفتر خود را مرو...

اگر نماز برای کاسبی نباشد اثر خواهد داشت. سال۱۳۷۹ درخدمت مرح...

از رقیه بپرس یعنی چهسنگ از دست رهگذر خوردنجای ناز غصه ی پدر ...

گریان شدم کنار کسی که حرم نرفتدرحیرتم به کار کسی که حرم نرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط