{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دهانم را دوختم

دهانم را دوختم
بر فریادی که نمانده بود
و چشم دوختم
به نقطه ایی که دور مشد
و به فریادم نمیرسد
دیدگاه ها (۱)

بعدِ منتنها نخواهی ماند اما بعدِ توبر منِ تنها نمی دانی چه ه...

و حرف‌های نزده‌ی ما به سکوت، به گریه‌ی ناگهانی حین غذا پختن،...

🏴هنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نما...

🏴هنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط