سقای آب و ادب
#سقای_آب_و_ادب
#قسمت_دهم
🌱 اکنون که چشمانت بازتر شده، به روشنی می بینی که حضور من در کنار تو محدود و منحصر به عرصه ی کربلا نبوده.
🌱 وقتی که مولا علی، در آستانه ی عزیمت، همه ی فرزندان را به دور خویش حلقه کرد، من کنار شما بودم و تقسیم نگاه مهربانش را میان شما می دیدم.
🌑 حضرت مولا، از زینب پرسید:
🔵 تو را به دست کدام یک از برادران بسپارم و کفالت امورت را به کدام یک از عزیزان؟
🌒 زینب ابتدا به حسن و حسین نگاه کرد و سپس به تو. و به پدر عرضه داشت: مقام حسن و حسین، مقام امامت است و وظیفه ی من در قبال آنان، اطاعت و تبعیت. این هر دو اگرچه در مهربانی و شفقت، اسوه ی عالمند اما دل من رضا نمی شود که کار و باری از خودم را بر دوش آنان بگذارم. اما عباس...
🌓 و مکث کرد و شوق و وجد و طلب و اقبال و افتخار را در چشم های تو دید، و من هم؛ و دید که برق نگاه تو، اسباب استغناء از هر چه دلیل و منطق و توضیح است. پس به جای ارائه هر دلیل و برهانی دوباره و این بار با لحنی آمیخته از تقاضا و قاطعیت تکرار کرد: عباس!
🌱 هم استدلال زینب، معاف کردن حسنین و برگزیدن تو، و هم دلیلی که چشم های شعفناک تو اقامه کرد، همه را به تحسین واداشت. از علی تا من و حسنین و دیگر برادران و خواهران. چرا که هر دو از معرفتی عمیق و آسمانی نشأت می گرفت.
🌱 وقتی که حضرت مولا دست تو را در دست زینب گذاشت و دست زینب را در دست تو و دست خود را بر دست های شما، من نفسی از سر راحتی کشیدم:
🔵 پسرم! عباسم! این امانت من نزد تو! مبادا کوتاهی کنی در حفظ و صیانت از او.
🌱 هنوز کلام مولا به پایان نرسیده، اشک در چشم های تو حلقه زد، بر گونه هایت جاری شد و پهنای صورتت را فرا گرفت:
🌑 منت پذیرم پدرم! که او و کلام شما را بر چشم بگذارم.
📚 خصائص العباسیهة، صفحه ی ۲۲۳
#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
#قسمت_دهم
🌱 اکنون که چشمانت بازتر شده، به روشنی می بینی که حضور من در کنار تو محدود و منحصر به عرصه ی کربلا نبوده.
🌱 وقتی که مولا علی، در آستانه ی عزیمت، همه ی فرزندان را به دور خویش حلقه کرد، من کنار شما بودم و تقسیم نگاه مهربانش را میان شما می دیدم.
🌑 حضرت مولا، از زینب پرسید:
🔵 تو را به دست کدام یک از برادران بسپارم و کفالت امورت را به کدام یک از عزیزان؟
🌒 زینب ابتدا به حسن و حسین نگاه کرد و سپس به تو. و به پدر عرضه داشت: مقام حسن و حسین، مقام امامت است و وظیفه ی من در قبال آنان، اطاعت و تبعیت. این هر دو اگرچه در مهربانی و شفقت، اسوه ی عالمند اما دل من رضا نمی شود که کار و باری از خودم را بر دوش آنان بگذارم. اما عباس...
🌓 و مکث کرد و شوق و وجد و طلب و اقبال و افتخار را در چشم های تو دید، و من هم؛ و دید که برق نگاه تو، اسباب استغناء از هر چه دلیل و منطق و توضیح است. پس به جای ارائه هر دلیل و برهانی دوباره و این بار با لحنی آمیخته از تقاضا و قاطعیت تکرار کرد: عباس!
🌱 هم استدلال زینب، معاف کردن حسنین و برگزیدن تو، و هم دلیلی که چشم های شعفناک تو اقامه کرد، همه را به تحسین واداشت. از علی تا من و حسنین و دیگر برادران و خواهران. چرا که هر دو از معرفتی عمیق و آسمانی نشأت می گرفت.
🌱 وقتی که حضرت مولا دست تو را در دست زینب گذاشت و دست زینب را در دست تو و دست خود را بر دست های شما، من نفسی از سر راحتی کشیدم:
🔵 پسرم! عباسم! این امانت من نزد تو! مبادا کوتاهی کنی در حفظ و صیانت از او.
🌱 هنوز کلام مولا به پایان نرسیده، اشک در چشم های تو حلقه زد، بر گونه هایت جاری شد و پهنای صورتت را فرا گرفت:
🌑 منت پذیرم پدرم! که او و کلام شما را بر چشم بگذارم.
📚 خصائص العباسیهة، صفحه ی ۲۲۳
#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
۳.۷k
۲۸ مرداد ۱۴۰۰