{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشک را گفتند

مُشک را گفتند:
"ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ."

ﮔﻔﺖ:
"ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ‌ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ‌ﺍﻡ!"

───• · · · ⌞💖⌝ · · · •───


#FaTi
دیدگاه ها (۲۳)

روزگاری بود که تمام جهان رااز دریچه چشم کودکی می‌دیدمکه شاد ...

ما که از هرچیزی ترسیدیم سرمان آمدبیایید تمرین کنیم کمی از #خ...

نه!همیشه جنگیدن خوب نیست!من همیشه جنگیدمتا یه چیزایی رو عوض ...

‹ رَبَّ لَا تَذَرنِی فَردًا ›پروردگارا؛مرا تنها مگذار ..خدای...

تقدیم دلنوشته‌ای به برادر شهیدم محمود عزیزمشهید من برادرم .....

❣ﺳﺨﻦ ﮐﻮﺭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺁﺗﻮﺳﺎ:ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ کسی‌که ﻣ...

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط