- نوشته بود :

- نوشته بود :
امروز تولدِ بابام بود ، گفتیم اول آرزو کن بعد شمع‌ها رو فوت کن ، برگشت رو به مامانم وقتی که داشت به چشاش نگاه می‌کرد گفت
‹ آرزوی من 25 سال پیش برآورده شده (: ›

#قشنگیجات
#متن_دلبرانه
#عشق_پراکنی


آسمان با وسعتش ارزانیِ گنجشک ها
حال من وقتی که در چنگت اسیرم بهتر است...!

#شور_شیرین_عشق


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

‹ من اگه قلبم گل فروشی بود : )!💙'🎼 ›رز آبیش #طـــــــو بودی#...

⤹.لا أريد كتابة أيّ نهاياتِ معكِأنت تستحق التواصلِ و الاستمر...

💭تو یه قسمتی از "درچشم باد" وقتی لیلی به بیژن میگه:"دوستت می...

دلبــــــر میگیِ آرزوُ کُن؟!تــــوُ رو که نمیشِه آرزو کرد..ت...

آدم که «عاشق» می‌شود، دست‌هایش هم عاشق می‌شود. وقتی دست‌ها ع...

مـن‌نصفِ‌حرفـایـے‌کـہمـی‌خواستم‌ بھش‌بـگم‌رو،یـٰادم‌مـی‌رفت ...

"وصله‌ی جان" یعنی:مرمت کننده‌ی روح ، متعلق به آخرین رگ قلب ،...

وقتی یه دختر عاشقت میشه : تو اولین کسی هستی که خبرای بد و خو...

میگفت از لحاظ روانشناسی وقتی کسی رو دوست داری پیش اون بچه تر...

یه چیزی رو میدونستید؟همیشه حلقه ازدواج رو دست چپ میذارن ، چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط