{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام آرزوی من تو را از دور دیدن بود

تمام آرزوی من تو را از دور دیدن بود
تو را دیدم ولی افسوس، دیگر وقت رفتن بود
حساب سرنوشت من، به پای حد و انصافت
چه بی انصاف تقدیری، زیانش قسمت من بود
تو گفتی من نمی ترسم که تقدیرم چنین باشد
فقط گفتم خداحافظ، تو را دیگر چه گفتن بود؟!
دل از من میبُری من هم دلم را پس نمیگیرم
دلی را که پس آوردی، چرا حقش بریدن بود؟
تو از پرواز میخوانی، من از تقدیر بی رحمم
پریدی لحظه ی دیدار، قسمت هم پریدن بود
اگر شادی، اگر غمگین، فراموشم بکن دیگر
که تنها شرط هر عشقی، از عشقی بر نگشتن بود
هوایی می کند من را، هوایی بهتر از اینجا
تمام دفتر شعرم، برای پر کشیدن بود
دیدگاه ها (۷)

خواستم در خانه ات پیدا شوم ،اما نشدخواستم تا با دلت تنها شوم...

وقتی که شب، دیوانه‌ی عطر تنش باشدآیینه حق دارد که محو دیدنش ...

میرومگفته بودم بی تو روزی وقتِ رفتن میرومپا به پایِ روزهایِ ...

سمت من هرگز نیایی حالم اصلا خوب نیستهیچ کس مانند من قلبش پر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط