{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با من
مِی از من و ساقی تو، پیمانه شدن با من

یک بوسه ز تو کافیست، آغوش نمیخواهم
یک جرعه فقط ساقی، میخانه شدن با من

تو تلخی این مِی را یک کاسه تحمل کن
شیرین چو لبهایت، دردانه شدن با من

باز حلقه مویت را، در باد رها کردی؟
از بند رهایم کن، شاهانه شدن با من

تا عطر تنت اینجاست نبضم به تو وابسته ست
با بوی نفسهایت، جانانه شدن با من

چون نورِ حضورت هست این باغچه با من گفت :
یک غنچه ز تو کافیست، گلخانه شدن با من

صد دانه ی این تسبیح، یک جمله به من میگفت:
یک بار تو عاشق شو، یکدانه شدن با من

شهریار
دیدگاه ها (۱)

.از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

.آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده ع...

سازش با شیطان

مردم ایلام با شروع فصل سرما لباسهای اضافی خود را در کوچه نصب...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط