باید رفت

باید رفت!
همه مفاهیم فعلی موجود در زندگی خویش را گذاشت و رفت!
وقتی که نمیفهمند تو چه میگوی!
نیازی به ماندنت نیست!
تو یک الت سرگرمی برای آنها هستی!
خنده های دروغینت برای آنها شاید شیرین باشد!
اما هق هق تلخ تو را در تنهای نمیبینند و نمیفهمند!
ترک کن!
همه وهمه را ترک کن و برو!
تا وقتی که درکت کنند و بتوانند همدمت باشند!
نه اینکه نقطه سیاهی باشی در قلب های بی رحمشان!
هر جا میخواهی برو!
هر جا که دوست داری!
یا به سوی مکانی دور از دست که پیدایت نکنند!
یا به جای که جسمشان هیچ گاه بهت نرسد!
آری،رها شو!
روحت را رها کن.......
دیدگاه ها (۸)

مایه اصل و نصب در گردش دوران زر است،دایمآ خون میخورد تیغی که...

شادی این مردمبر روی لب می خشکیدیه نفر گوشه ای از دنیابر روی ...

میدونم که همتون یه بیت معروف از این شعرو شنیدینولی حالا کامل...

!روح و جسم ما محکوم است به شکنجهشکنجه های مکرر از سوی اشخاص ...

دوپارتی از چان: (وقتی که اون.....)ات: تمومش کن فقط تمومش کن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط