{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ديشب پليس جلو ماشينمو گرفت

ديشب پليس جلو ماشينمو گرفت
رفتم جلو، به پليسه خيلي جدي گفتم: ميدوني من کيم؟
گفت: کي هستي؟
گفتم: يعني واقعا نميدوني؟
رنگش زرد شد، گفت: نه، کي هستي مگه؟
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.

گفتم: من يه پرندم، آرزو دارم، تو باغم باشي.??
جريمم نکرد.
اشک تو چشاش جمع شد، گفتش برو خدا شفات بده
دیدگاه ها (۸)

دیکته زندگیمان پر از غلط است ولی نگران نباش . . .خودش گفته ق...

آیا میدانید ضریب اطمینان یک آسانسور ، حدودا 100 برابر بدنه ه...

امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه ب...

....قضاوت و نتیجه گیری با خود شما...

مامی کوچولو پارت آخر رفتم تو حال عصابم خورد شد رفتم جلو به د...

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

جادویی عشق part 20 یه قدم اومد جلو و سيني غذايي جلوم گذاشت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط