{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
مرور می‌کنم این خاطرات مبهم را
همان شبی که به چشمت نگاه کردم را
.
همان شبی که دلم رفت و برنگشت از تو
همان شبی که شدم کیش و مات کم‌کم را
.
به خون نشستن چشمی که خیره مانده به در
و درد دوری و اشک و هجوم ماتم را
.
ببین به پای تو یک عمر من قدم زده ام
تمام کوچه و پس‌کوچه‌های درهم را
.
مرور می‌کنم و می‌رسم به آخر خط
مرور می‌کنم آن لحظه‌ای که مردم را
.
مرور کردم و مثل همیشه فهمیدم
که بی تو ثانیه‌ها می‌کُشند آدم را
.
.
#معصومه_زارعی_رضایی
دیدگاه ها (۱)

اللهم ارزقنا توفیق شهاده

اللهم ارزقنا توفیق شهاده

فتم برو محبوب من ای کاشجان دوتا مان پیشکش می شدمعصومه زارعی ...

من نفس میکشمتو میجنگیمن جوانی میکنمتو دفاع میکنیمن درآرزوی ش...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.89(از زبون ا.ت)...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط