{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکست

تو که رفتی، دلم از داغ فراق تو شکست
به تن خسته من گرد غم و غصه نشست

آ تشی در من سودا زده افروخت غمت
از همان شب که غم آ مد در شادی را بست
ّ
خواستم با تو من از عشق بگیرم خبری
غمت آ مد دل بیچاره من رفت ز دست

همه ی شعر من از هجر تو دارد اثری
کاش روزی تو بگیری خبر از شاعر مست

نقش تو حک شده بر لوح وجودم شب و روز
رگ جانم زغم و داغ تو از هم بگسست

همه ی عمر شدم چله نشین غم تو
خاطرات دل خود، شسته ام از هر چه که هست!
دیدگاه ها (۱)

سلام دوستای گلم یه زحمت دارم واستون اجی نفس منو لایک ودنبال ...

تقدیم به تمام زنان و دختران ... سنگ با...

‌‌بـودنت را دوســـــــــــــــــــــــــــت دارموادارم مــــ...

ﻣﻦ ﻫﻨوز ﮔﺎﻫے ﯾﻮﺍﺷےﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣےﺑﯿﻨﻢ ﯾﻮﺍﺷےﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣےﮐﻨﻢ ﺻﺪﺍ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط