{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتند باید بازی کنی

گفتند باید بازی کنی
گفتم با کی ؟؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستم بپرسم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدم خدا پشت من بود
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به من به زندگیم گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبری حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟؟؟
بازم خندید و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من
باقیش با من .....
پس ،
الهی به امید تو ....
موقع خسته شدن به دو چیز فکر میکنم .آدم هایی که منتظرن من شکست بخورم تا "به " من بخندن وآدم هایی که منتظر پیروزی منن تا " با" من بخندن



الهی ... ببخش هر آنکه به من بدی کرد
الهی ... ببخش هر آنکه دلم را شکست
الهی ...

ببخش همه را ببخش که من بخشیدم همه را
دیدگاه ها (۲)

خدای خوبم .... بیایید امروز برای همه ی انسان ها در سراسر جها...

اَحمَقـــانه تَریـن کارِ مُمکــن هَر دقیـــقه چِـــک کَردنِ ...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

×××کپی ممنوع ××دلنوشته خودمه××× از وقتی که شماره شو به بلَک...

دلبر جانم 💖همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که تورو دار...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.41(از زبون ا.ت)...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط