بخونید حتما:
بخونید حتما:
بسم الله الرحمن الرحیم
. شهید سیامک جعفرزاده جهرمی: محل تولد جهرم به سال 1345، شهادت طلائیه به سال 1362:
من برای خاک نمیجنگم، چون عاقبت خاک مرا میبلعد.
من برای آب نمیجنگم چون همیشه آب از آسمان میبارد.
من برای آن میجنگم که پیامبر در احد جنگید...
راستی چه شد که آرمان شهدایمان که همان دفاع از دین و اعتلای آن بود،
_آرمانی که خاک موطن اسلام و ناموس مسلمین و مظلومین را دربر دارد_
به دفاع خاک و ناموس تنزل یافت!!
بطوریکه صداوسیما که هیچ
عده ای از بچه های ارزشی هم بسیار نوشتند و بی امان نشر دادند...
افسرانی که ستاره های روی شانه هاشان را از اعتماد امامشان خامنه ای دارند،
چه شد که سوی ستارگان آسمان خونین نظام جمهوری اسلامی را نشناختند . . .
انحراف آرمانها امری نابخشودنیست.
اگر آرمان، مخدوش و یا مبهم شود، تمام ستونهای پی افکنده بر این خاک سست فروخواهد نشست.
اندکی بی غرض اگر بنگریم پی خواهیم برد که این آرمانهای قراردادی، این مرزهای دنیایی و رجزخوانی های قوم و قبیله ای از عاملان اصلی جنگ و آشوبند..
مرز ما باید حقیقت طلبی باشد.
جنگ ما با باطل است.
ما تکیه بر اریکه حق زده ایم نه وطن!
با دیدگاه وطن پرستی انسان دچار چالش خواهد شد
و چه بسا شمشیر از نیام وطن خواهی برکشد و پرچم جبهه ی حق را بردرد...
چگونه امت اسلام با تفاخرهای ملیتی یک امت واحده میشود؟
نادانانی که به اعراب توهین روا میدارند و پی می نویسند که منظور اعراب داخل کشور نیستند،
به بهانه ی آل سعود دهان به ناسزا میگشایند و تمام اعراب را تخریب میکنند،
در عجبم جبهه ی استکبار با انهمه جنایت و خیانت و اهانت به مقدسات در طول تاریخ را چگونه ازینهمه غیرت!!!! مصون و محفوظ میدارند!
بنازم بصیرت آن رزمنده ی افغان را که ازو پرسیدند در وطن خودت هم که جنگ بود چرا اینجا می جنگی
پاسخ داد:
در وطنم حق و باطل مبهم بود
اما اینجا حق و باطل به صراحت، برابر هم ایستاده اند.
هیچ بعید نباشد که وطن پرستان در اینگونه چالشها که به صورتها ومقیاسهای مختلف اتفاق می افتد،
جانب باطل را گرفته و سرباز لشکر شیطان شوند...
فأنی تؤفکون...
بسم الله الرحمن الرحیم
. شهید سیامک جعفرزاده جهرمی: محل تولد جهرم به سال 1345، شهادت طلائیه به سال 1362:
من برای خاک نمیجنگم، چون عاقبت خاک مرا میبلعد.
من برای آب نمیجنگم چون همیشه آب از آسمان میبارد.
من برای آن میجنگم که پیامبر در احد جنگید...
راستی چه شد که آرمان شهدایمان که همان دفاع از دین و اعتلای آن بود،
_آرمانی که خاک موطن اسلام و ناموس مسلمین و مظلومین را دربر دارد_
به دفاع خاک و ناموس تنزل یافت!!
بطوریکه صداوسیما که هیچ
عده ای از بچه های ارزشی هم بسیار نوشتند و بی امان نشر دادند...
افسرانی که ستاره های روی شانه هاشان را از اعتماد امامشان خامنه ای دارند،
چه شد که سوی ستارگان آسمان خونین نظام جمهوری اسلامی را نشناختند . . .
انحراف آرمانها امری نابخشودنیست.
اگر آرمان، مخدوش و یا مبهم شود، تمام ستونهای پی افکنده بر این خاک سست فروخواهد نشست.
اندکی بی غرض اگر بنگریم پی خواهیم برد که این آرمانهای قراردادی، این مرزهای دنیایی و رجزخوانی های قوم و قبیله ای از عاملان اصلی جنگ و آشوبند..
مرز ما باید حقیقت طلبی باشد.
جنگ ما با باطل است.
ما تکیه بر اریکه حق زده ایم نه وطن!
با دیدگاه وطن پرستی انسان دچار چالش خواهد شد
و چه بسا شمشیر از نیام وطن خواهی برکشد و پرچم جبهه ی حق را بردرد...
چگونه امت اسلام با تفاخرهای ملیتی یک امت واحده میشود؟
نادانانی که به اعراب توهین روا میدارند و پی می نویسند که منظور اعراب داخل کشور نیستند،
به بهانه ی آل سعود دهان به ناسزا میگشایند و تمام اعراب را تخریب میکنند،
در عجبم جبهه ی استکبار با انهمه جنایت و خیانت و اهانت به مقدسات در طول تاریخ را چگونه ازینهمه غیرت!!!! مصون و محفوظ میدارند!
بنازم بصیرت آن رزمنده ی افغان را که ازو پرسیدند در وطن خودت هم که جنگ بود چرا اینجا می جنگی
پاسخ داد:
در وطنم حق و باطل مبهم بود
اما اینجا حق و باطل به صراحت، برابر هم ایستاده اند.
هیچ بعید نباشد که وطن پرستان در اینگونه چالشها که به صورتها ومقیاسهای مختلف اتفاق می افتد،
جانب باطل را گرفته و سرباز لشکر شیطان شوند...
فأنی تؤفکون...
- ۱.۱k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط