میترسم از آدمها...
میترسم از آدمها...
آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردا بدون هیچ توضیحی رهایت میکنند.
آدمهایی که امروز پای درد و دلت مینشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت میکنند.
آدمهایی که امروز لبخندشان را میبینی و فردا خشم و قهرشان.
آدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت.
آدمهایی که امروز تو را با تعریف هایشان به عرش میبرند و فردا سخت زمینت میزنند.
آدمهایی که مدام رنگ عوض میکنند...سفید...خاکستری...سیاه.
آدمهایی که فقط ظاهرند.
چیزی هستند مثل مداد رنگی های دوران کودکیمان...هرچه میخواهند از خود میکشند و تو باور میکنی.
آدمها مرا به باور رساندند که از دور زیباترند.
آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردا بدون هیچ توضیحی رهایت میکنند.
آدمهایی که امروز پای درد و دلت مینشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت میکنند.
آدمهایی که امروز لبخندشان را میبینی و فردا خشم و قهرشان.
آدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت.
آدمهایی که امروز تو را با تعریف هایشان به عرش میبرند و فردا سخت زمینت میزنند.
آدمهایی که مدام رنگ عوض میکنند...سفید...خاکستری...سیاه.
آدمهایی که فقط ظاهرند.
چیزی هستند مثل مداد رنگی های دوران کودکیمان...هرچه میخواهند از خود میکشند و تو باور میکنی.
آدمها مرا به باور رساندند که از دور زیباترند.
- ۱.۷k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط