{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بارم ما یه خربزه خوردیم در حدی که کم مونده بوده پوستش

یه بارم ما یه خربزه خوردیم در حدی که کم مونده بوده پوستش سوراخ شه رفتگر که میخواست زباله هارو ببره زنگ خونمون رو زد گفت اگه دیگه با این پوسته هه کاری ندارین ببرمش دیگه...
اصفهانیم دیگه کاریشم نمیشه کرد اره اینجوریاس.خخخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۱)

به بعضیام باید بگی:عزیزم تو داری اینجا حیف میشی برو هند اونج...

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ بعضی از ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺍﻻﻥ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﻣﺜﻪ ﻗﻨﺪ ﻭ ﻧﺒﺎﺗﯽ ، ...

چقد بده... دلتنگ کسی بشی که بهش قول دادی دیگه مزاحمش نشی (. ...

بچه ها اینو با خط و نقطه کار کردم با ماژیک .چطوره ؟نظر بدید

رمان

KIM V

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط