تاج سیاه
تاج سیاه
پارت: 2
= کو کجا
+ اونا اونجا
* من دیدم چرا اسلحه گرفتن رو سر اون مرده
= نمیدونم
+ وای خیلی ترسناک هست بیاین از اینجا دور بشیم
* نه بابا برای چی دور بشیم ببین اونا دارن یه ادم رو میکشن باید نجاتش بدیم
= ما مثلا چه کاری از دستمون برمیاد که انجام بدیم بجز اینکه فرار کنیم تا ما رو ندیدن چون اگر ببینن ما رو هم میکشن
که یک دفه دیدم یکی از مرد ها متوجه ما شدن و نگا همون
کرد و یکی یه چیزی گفت که سه نفر امدن دنبالمون ماهم دویدیم که فرار کنیم ولی به ما رسیدن و مارو گرفتن و با خودشون بردن
+ ولم کنننننن
اوا با پا از پشت میزنه تو ت.خم های اون پسر و پسره ولش میکنه و اوا میره اونا رو میزنه و دوست هاش رو هم نجات میده و همین که میخواستن فرار کنن همون کسی که به اون سه تا گفته بودن بیان مارو بگیرن امدن و رو سر ما اسلحه کشیدن و گفتن که
مرد اول: اگر از جاتون تکون بخورین یه تیر خلاصتون میکنم
ماهم که خ.ایه چسبونیدم و هیچ حرکتی نکردیم
مرد دوم: اینجا چکار میکنن
* مارو ول کنین ما فقط امده بودیم پیاده روی
مرد سوم: یعنی میخوای که این حرفت رو باور کنم
* چه باور کنی چه نکنی برای من فرقی نمیکنه من فقط حقیقت رو گفتم
مرد اول:خیلی داری زر زر میکنی بگیردیشون
اون سه مرد امدن و اونا رو گرفتن و گذاشتنتو گولشون رو بردنشون به عمارتشون
ویو تو عمارت
( جیمین و تیهونگ و جونگکوک تو یه عمارت زندگی میکنن)
بعد از اینکه ما رو رو کولشون انداختن اوردن تو یه خونه البته خونه که یه قصر بود برای خودش از بس بزرگ بود مارو پرت کرد کف زمین
+ هوی مردکیه الاغ چته مشکلی چیزی ما ما داری؟
( علامت تهیونگ _ ، علامت جونگکوک ~، جیمین÷)
_ اول درست صحبت کن بفهم داری با کی صحبت میکنی دومن چون چیژی نباید میدیدن رو دیدن الانم با عمر دارین باید اینجا بمونین
+ مثلا کدوم خری هستی که برای داری گوز گوز میکنی
_ یه خنده عصبی میکنه و میگه من کسی هستم که میتونه تا هفت پشتت رو با خاک کیسان کنه حالا شیر فهم شدی دیگم نمیخواد حرف بزنی
بعد از اونکه اون حرف رو زدم یه خورده ترسیدم و چیز نگفتم که دیدم دارن میام سمتمون و یهوی یه دستمال گذاشتم رو دهمون و تا امدم نفس بکشم بی هوش شدم.
ادامه دارد
شرط ها
25 لایک 30 کامنت 15 بازنشر
اسلاید ها عکس های ا.ت و یونا و اوا هست
پارت: 2
= کو کجا
+ اونا اونجا
* من دیدم چرا اسلحه گرفتن رو سر اون مرده
= نمیدونم
+ وای خیلی ترسناک هست بیاین از اینجا دور بشیم
* نه بابا برای چی دور بشیم ببین اونا دارن یه ادم رو میکشن باید نجاتش بدیم
= ما مثلا چه کاری از دستمون برمیاد که انجام بدیم بجز اینکه فرار کنیم تا ما رو ندیدن چون اگر ببینن ما رو هم میکشن
که یک دفه دیدم یکی از مرد ها متوجه ما شدن و نگا همون
کرد و یکی یه چیزی گفت که سه نفر امدن دنبالمون ماهم دویدیم که فرار کنیم ولی به ما رسیدن و مارو گرفتن و با خودشون بردن
+ ولم کنننننن
اوا با پا از پشت میزنه تو ت.خم های اون پسر و پسره ولش میکنه و اوا میره اونا رو میزنه و دوست هاش رو هم نجات میده و همین که میخواستن فرار کنن همون کسی که به اون سه تا گفته بودن بیان مارو بگیرن امدن و رو سر ما اسلحه کشیدن و گفتن که
مرد اول: اگر از جاتون تکون بخورین یه تیر خلاصتون میکنم
ماهم که خ.ایه چسبونیدم و هیچ حرکتی نکردیم
مرد دوم: اینجا چکار میکنن
* مارو ول کنین ما فقط امده بودیم پیاده روی
مرد سوم: یعنی میخوای که این حرفت رو باور کنم
* چه باور کنی چه نکنی برای من فرقی نمیکنه من فقط حقیقت رو گفتم
مرد اول:خیلی داری زر زر میکنی بگیردیشون
اون سه مرد امدن و اونا رو گرفتن و گذاشتنتو گولشون رو بردنشون به عمارتشون
ویو تو عمارت
( جیمین و تیهونگ و جونگکوک تو یه عمارت زندگی میکنن)
بعد از اینکه ما رو رو کولشون انداختن اوردن تو یه خونه البته خونه که یه قصر بود برای خودش از بس بزرگ بود مارو پرت کرد کف زمین
+ هوی مردکیه الاغ چته مشکلی چیزی ما ما داری؟
( علامت تهیونگ _ ، علامت جونگکوک ~، جیمین÷)
_ اول درست صحبت کن بفهم داری با کی صحبت میکنی دومن چون چیژی نباید میدیدن رو دیدن الانم با عمر دارین باید اینجا بمونین
+ مثلا کدوم خری هستی که برای داری گوز گوز میکنی
_ یه خنده عصبی میکنه و میگه من کسی هستم که میتونه تا هفت پشتت رو با خاک کیسان کنه حالا شیر فهم شدی دیگم نمیخواد حرف بزنی
بعد از اونکه اون حرف رو زدم یه خورده ترسیدم و چیز نگفتم که دیدم دارن میام سمتمون و یهوی یه دستمال گذاشتم رو دهمون و تا امدم نفس بکشم بی هوش شدم.
ادامه دارد
شرط ها
25 لایک 30 کامنت 15 بازنشر
اسلاید ها عکس های ا.ت و یونا و اوا هست
- ۱.۵k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط