خشم

خشم
پارت
+18
گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که......
تصمیم گرفتم برم پیشش در رو باز کردم رفتم داخل
@خانم کوچولو صبحانه خوب بود
+بزار برم دیگه (داد) لطفا
رفتم روی پای ات نشستم صورتشو گرفتم تو دستام و لبامو کوبوندم رو لباش بعد 5 مین از روی پای ات بلند شدم
@ هی اگه دفه بعد همکاری نکنی بد میبینی الان کار دارم باید برم
ویو ات:
اه چندش حالم بهم خورد

بعد از کلی تلاش ات دستاشو باز کرد
+ایول بالاخره
ات پنجره رو باز کرد و رفت بیرون خیلی راحت فرار کرد و رفت خونه و
+باباااااا کجایی بابا
ب ا: جانم دخترم کجا بودی دو روز
+ینی اصلا نگران من نشدی؟؟
ب ا: چیشده مگه
+دو روز نیستم به خاطر تووو (داد) برای کارایی که کردی دو روز یه پسره منو زندانی کرده که از تو انتقام بگیره میفهمی؟(داد)
ب ا: کی؟
+بیا حال ما رو که نمیپرسه کیم تهیونگ
ویو ات: رفتم اتاقم در رو هم پشت سرم محکم بستم که دیدم.......

ینی چی دیده؟؟ تو کامنتا بگین 😂😂
دیدگاه ها (۱۲)

چند تا عکس از نامجون 😁

چند تا دیگه از نامجون 😁😁

اینم پورفم نانازام

از همتون ممنونم بوس بهتون

جیمین فیک زندگی پارت ۶۲#

نام فیک: عشق مخفیPart: 54ویو جیمین*بعد از چند دقیقه نفسش جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط