{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی صفحات کتاب دنیا را ورق زد و با ناراحتی به خدا گفت:

کودکی صفحات کتاب دنیا را ورق زد و با ناراحتی به خدا گفت:« اگه سرنوشت از قبل نوشته شده پس چرا آرزو کنیم؟» خدا لبخندی زد و گفت:« شاید بعضی جاها نوشته باشم هرچی تو ارزو کنی»
دیدگاه ها (۱)

اصلا انصاف نیست کسی که مرحم و سنگ صبور بقیه ست خودش هیچکس ر...

هیچوقت کسی را با تمام وجودت دوست نداشته باش یک تکه را هم نگه...

تنهایی مثل زلزله ناگهانی نیست فقط روزی یک آجر از آدم کم میکن...

بخند نزار بفهمن کم آوردی

بنده ای خدا را گفت:اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای...پس چرا دعا ک...

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردمادامه پارت ۷هان به فلیکس نگ...

خب سلام پارت اول این اولین رمانمه و خب باید بگم شاید خیلی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط