تورا
تورا
به تن می کشم،
تا رموز عشق،خفاء پذیرد
در ذره ذره ی وجودم
تو را می ربایم
در جاذبه ای عظیم
به تن آهنینم
مبادا اکسید شود
در عبور ناگزیر ابرهای باران زا...
به زیر چتر همیشه'؛
سقفی افراشته ام،
نکند ابر یا آفتاب
به حریر پوستت بیاویزد خود را
من از میان تمام بودنها
تو را غربال کرده
چکانده ام در کاسه ی
بی صبری ام...
بار کد عبورت
در صفحه ی لبهای من است
توان گذر داری
بگذر
به تن می کشم،
تا رموز عشق،خفاء پذیرد
در ذره ذره ی وجودم
تو را می ربایم
در جاذبه ای عظیم
به تن آهنینم
مبادا اکسید شود
در عبور ناگزیر ابرهای باران زا...
به زیر چتر همیشه'؛
سقفی افراشته ام،
نکند ابر یا آفتاب
به حریر پوستت بیاویزد خود را
من از میان تمام بودنها
تو را غربال کرده
چکانده ام در کاسه ی
بی صبری ام...
بار کد عبورت
در صفحه ی لبهای من است
توان گذر داری
بگذر
- ۴۲۸
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط