{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شوق آن بر و دوش، روزی بغل گشودم

از شوق آن بر و دوش، روزی بغل گشودم
آغوش من چو محراب، دیگر به هم نیامد
#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۰)

«روین چوپرا» در مقاله خودش دوازده بغل رو برای انسان ضروری دو...

برای پارت سوم‌فالو کنمتن کامل :❤️🥹به نام خداوند راه نهانخداو...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

نقطه ی آرامش

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

مهر که می‌رسد،دوباره بوی مدرسه می‌آید…بوی دفترهای نو، مدادها...

روزی به تلافیِ تمامِ قوی بودن ها ، آغوشی خواهم گُزید و روی چ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط