مرغ آمین دردآلودی ست کاواره بمانده
مرغ آمین دردآلودی ست کاواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیدادخانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده
می شناسد آن نهان بین نهانان، گوش پنهان جهان دردمند ما
جوردیده مردمان را
با صدای هر دم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد
می دهد پیوندشان در هم
میکند از یأس خسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم، آرزوهای نهان را
بسته در راه گلویش او
داستان مردمش را
رشته در رشته کشیده، فارغ از هر عیب کاو را بر زبان گیرند
بر سر منقار دارد رشته ی سر در گمش را
او نشان از روز بیدار ظفرمندیست
با نهان تنگنای زندگی دست دارد
از عروق زخمدار این غبار آلوده ره تصویر بگرفته
از درون استغاثه های رنجوران
در شبانگاهی چنین دلتنگ، می آید نمایان
وندر آشوب نگاهش خیره بر این زندگانی
که ندارد لحظه ای از آن رهایی
می دهد پوشیده، خود را بر فراز بام مردم آشنایی
رفته تا آنسوی این بیدادخانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده
می شناسد آن نهان بین نهانان، گوش پنهان جهان دردمند ما
جوردیده مردمان را
با صدای هر دم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد
می دهد پیوندشان در هم
میکند از یأس خسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم، آرزوهای نهان را
بسته در راه گلویش او
داستان مردمش را
رشته در رشته کشیده، فارغ از هر عیب کاو را بر زبان گیرند
بر سر منقار دارد رشته ی سر در گمش را
او نشان از روز بیدار ظفرمندیست
با نهان تنگنای زندگی دست دارد
از عروق زخمدار این غبار آلوده ره تصویر بگرفته
از درون استغاثه های رنجوران
در شبانگاهی چنین دلتنگ، می آید نمایان
وندر آشوب نگاهش خیره بر این زندگانی
که ندارد لحظه ای از آن رهایی
می دهد پوشیده، خود را بر فراز بام مردم آشنایی
- ۲.۴k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط