{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دوست داشتم این روزها دلم گرم باشد به قطعیتی حتی به ظاهر س

دوست داشتم این روزها دلم گرم باشد به قطعیتی حتی به ظاهر سطحی به کسی به چیزی بیاویزم همچون شال گردنی در آغوش چوب رختی.
.
.

می‌ دانم... .
تن هایمان.... .
آزرده از خسته بودن است.... .
می‌ دانم.... .
زیر پوستِ این خانه.... .
نبضِ کوچ.... .
چه بی‌ تابانه می‌‌زند.... .
می‌ دانم.... .
قدم هایش... .
. آغشته است به غبارِ جاده.... .
با این حال دوست داشتم مثلِ باد بپیچم به پایش... .
تنها به احتمال زمین خوردنش... .
به احتمال اینکه دستش را که می‌‌گیرم.... . یک بار دیگر.... نگاهش درگیرِ نگاهِ عاشقِ من شود.... .
به احتمالِ اینکه.... .
شاید هنوز آخرین لحظه را نباخته باشم....
#نيكى_فيروزكوهى
دیدگاه ها (۰)

به من رجوع کن من ناتمام مانده ام از تو..گاه و بیگاه پیوسته ت...

🎶..هزار ساله که شوم اگر مانده باشی مستترت خواهم کرد آنگونه ک...

در غیاب منحتی اگر زنده نبودماز اسم من محافظت کن و مرا همیشه ...

میگویند عدالت، دیر اما حتمی است....فقط نمیگویند «دیر» یعنی چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط