(Just a game?)
(Just a game?)
Part40
امروز مرخصی گرفته بودم
نشسته بودم فیلم مورد علاقه م نگاه میکردم که گوشیم زنگ خورد جنا بود
+الو؟
÷الو مایا
+چیه؟
÷خب..به تهیونگ گفتم و رفت پیش جونگکوک دیده در خونه ش باز نمیکنه رمز خونه زده خودش رفته داخل دیده جونگکوک بیهوش افتاده خونه ش بهم ریخته بوده
سریع از جام پاشدم
+چی؟ کدوم بیمارستان؟
÷بیمارستانی که خودت کار میکنی
سریع رفتم یه لباس پوشیدم سمت بیمارستان رفتم
از پذیرش شماره اتاقش پرسیدم رفتم سمت اتاق جلو در جنا نشسته بود
+جنا
÷مایا اومدی
+چی شده؟ حالش خوبه؟
÷آره خوبه دکتر گفت تب داشته و فشارش افتاده
+تهیونگ کجاست؟
÷رفت واسه جونگکوک یکم خوراکی بیاره
+میتونم برم داخل
÷آره برو
جرعتم جمع کردم رفتم داخل خواب بود چقدر تو خواب معصوم میشد
روی صندلی کنار تختش نشستم بهش خیره شدم
+متاسفم اگه همه ی اینا به خاطر منه
ـ ج..جنا
+جونگکوک بیداری
ـ من متاسفم
+الان وقت این حرفا نیست
ـ چرا هست من متاسفم من کارای بدی در حقت کردم خوردت کردم باعث شدم اعتمادت از بین بره متاسفم خیلی متاسفم
چشمام پر از اشک شده بود
+ج..جونگکوک من
ـ نمیخواد چیزی بگی میدونم الان با سوهویی
+متاسفم
ـ اشکالی نداره شاید حقمه
+اینجوری نگو
ـ برو
+چی؟!
ـ برو لطفاً
بلند شدم از اتاق رفتم
تهیونگم اومده بود و کنار جنا نشسته بود وقتی منو دیدن سریع بلند شدن اومدن طرفم
ته:مایا چی شده؟
÷خوبی؟
+م..من
نتونستم چیزی بگم از بیمارستان رفتم
روی یکی از نیمکتای بیرون نشستم فکر میکردم
که حس کردم یکی کنارم نشست
نگاهمو به کنارم دادم که با فرد کنارم شکه شدم
+سوهو؟
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part40
امروز مرخصی گرفته بودم
نشسته بودم فیلم مورد علاقه م نگاه میکردم که گوشیم زنگ خورد جنا بود
+الو؟
÷الو مایا
+چیه؟
÷خب..به تهیونگ گفتم و رفت پیش جونگکوک دیده در خونه ش باز نمیکنه رمز خونه زده خودش رفته داخل دیده جونگکوک بیهوش افتاده خونه ش بهم ریخته بوده
سریع از جام پاشدم
+چی؟ کدوم بیمارستان؟
÷بیمارستانی که خودت کار میکنی
سریع رفتم یه لباس پوشیدم سمت بیمارستان رفتم
از پذیرش شماره اتاقش پرسیدم رفتم سمت اتاق جلو در جنا نشسته بود
+جنا
÷مایا اومدی
+چی شده؟ حالش خوبه؟
÷آره خوبه دکتر گفت تب داشته و فشارش افتاده
+تهیونگ کجاست؟
÷رفت واسه جونگکوک یکم خوراکی بیاره
+میتونم برم داخل
÷آره برو
جرعتم جمع کردم رفتم داخل خواب بود چقدر تو خواب معصوم میشد
روی صندلی کنار تختش نشستم بهش خیره شدم
+متاسفم اگه همه ی اینا به خاطر منه
ـ ج..جنا
+جونگکوک بیداری
ـ من متاسفم
+الان وقت این حرفا نیست
ـ چرا هست من متاسفم من کارای بدی در حقت کردم خوردت کردم باعث شدم اعتمادت از بین بره متاسفم خیلی متاسفم
چشمام پر از اشک شده بود
+ج..جونگکوک من
ـ نمیخواد چیزی بگی میدونم الان با سوهویی
+متاسفم
ـ اشکالی نداره شاید حقمه
+اینجوری نگو
ـ برو
+چی؟!
ـ برو لطفاً
بلند شدم از اتاق رفتم
تهیونگم اومده بود و کنار جنا نشسته بود وقتی منو دیدن سریع بلند شدن اومدن طرفم
ته:مایا چی شده؟
÷خوبی؟
+م..من
نتونستم چیزی بگم از بیمارستان رفتم
روی یکی از نیمکتای بیرون نشستم فکر میکردم
که حس کردم یکی کنارم نشست
نگاهمو به کنارم دادم که با فرد کنارم شکه شدم
+سوهو؟
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۶.۲k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط